نمیبخشم

تا شکستن من تلنگری بیشتر نمونده..... آزارم میده بغضی که همیشه تا اینجا میادو راحت نمیکنه منو....!!! میگذری از این همه گناه که چی...؟؟ مدارا میکنی با اخلاقم تا کی...؟؟؟ چقدر صبوری...؟؟؟ چجوری جبران کنم...؟؟؟ من که نمیبخشم خودمو.....

.

با روحیم بدجوری سازگاره این شعر...:

.

.

رنگ سال گذشته را دارد، همه لحظه های امسالم
۳۶۵ حسرت را ،همچنان می کشم ... به دنبالم
قهوه ات را بنوش و باور کن ،من به فنجان تو... نمی گنجم
دیده ام در جهان نما چشمی، که به تکرار... می کشد فالم
یک نفر از غبار می آید، مژده تازه تو... تکراریست
یک نفر از غبار آمد و زد، زخمهای همیشه بر بالم

/ 17 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر

درود...عاشق این شعر هستم که گذاشتیش اینجا.... چقدر این حرفات تلخه پسر...

عاطفه

یه سر بمن بزن تو حتما خاطره های خوبی داری بگی

می نو

خودت رو ببخش.....وقتی خودت رو ببخشی همه چیز درست میشه....

ندا

××سلام بهترین وبلاگ که می تونی درآن(لینگ)کنی. .درقسمت نظرات بیا واسم وبلاگ رو بنویس تالینگ بشی وبلاگ من www.alisari.blogfa.com [گل][گل]

ساجده فاضلی

سلام چه عجب به روز شدید چقدر غمگین ! سبز باشید[گل]

نیلوفر و امین

سلام اومده بودیم حالت و بپرسیم حالمون گرفته شد پس چرا ما رو لینک نکردی ما که لینک کرده بودیم؟[ناراحت][ناراحت][ناراحت][گریه][ناراحت][ناراحت][ناراحت] به هر حال ما آپ کردیم. منتظر حضور گرم و پر مهرتون هستیم[لبخند][گل]