نه خبری نیست که نیست.... از اون روز تا الان از تو اثری نیست .... من و نیمکت منتظر مانتوی طوسی، دختری با روسری تیره، نیست که نیست، حرفای خودم با خودم تکراری و از حرفای تو هم نشانی نیست که نیست.. نه که فکر کنی اینا شعرنا... نه، اینا حرفای دل تنگی بود که حالا از وجودش خبری نیست...

تو پاکت ما هم سیگار نیست که نیست....

۱۳۸٩/۸/۸ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ توسط امیر سهیلی نظرات ()
تگ ها: