ساکت و مبهوت و گنگ... بی تفاوت به گذشت زمان و آدم هایی که از کنارم رد میشن.... نگاهم پی یک گمشده.... صندلی ها همه خالی... سیگار رو با حرص میکشم و میکشم.. هنوز رد الکل تو مغزم پیداست... چشمام سیاهی میره و یه جا میشینم... حالت عادی به هوشم اعتمادی ندارم چه برسه به الان که... باز میگردم و میگردم.... همه حرفایی رو که میخوام بهت بگم رو باز با خودم مرور میکنم... یهو پیدات میکنم... یواشکی سیگارو سوت میکنم... سلام.

ای وای همه چی یادم رفت

میبینی...؟؟؟؟ حتی وقتی تو خیالم پیدات میکنم همه چی فراموشم میشه

۱۳۸٩/۱۱/٢۸ساعت ٢:٤۳ ‎ق.ظ توسط امیر سهیلی نظرات ()
تگ ها: