منو یه پاکت سیگارو یه لپ تاپ و یه حال خرابه خراب...

یه آهنگ حال خراب کن و بارون و یه هوایه دبش و شرجی...

همه چی آمادست... مرور خاطره هایه بد پشت هم...

هنوز یادت که میوفتم شونه هام تر میشه...

سنگینیه سرت روی شونه هام حس میشه...

گرمی دستات تویه دستم...

هنوز دستام از خجالت خیس عرق میشه...

خیلی گذشته از اون زمان...

من هنوز تو فکرتم لعنتی...

۱۳٩٢/۱/۱٥ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ توسط امیر سهیلی نظرات ()
تگ ها:

من و تو روبروی هم....
من و تو و حسی که بی رنگه...
تو و سیگار دستِت کنار پنجره....
من و سیگار خاموشم کنار آینه...
من و تو و حس سردی توی خونه...
من و تو و هوای خوبِ بارونی...
من و تو خسته از این روزمرگی...

لعنت به من و تو و ........

لعنت به این زندگی 
.

پ.ن: یه آهنگ فوق غمگین و سیگار و دود غلیظ سیگارو......... یه سری کلمه توی ذهنم بود که اینجا نوشتم..... همین 

 

 

 

۱۳٩۱/٩/۱۱ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ توسط امیر سهیلی نظرات ()
تگ ها:

حرصم میگیره از اینکه 2 ساعتی که پیشتم نگاهم نمیکنی... از اینکه تو 2 ساعتی که پیشتم تنها چیزی که نمیپرسی حالمه...  از اینکه بود و نبودم انگار برات مهم نیست... از اینکه وانمود میکنی منو نمیبینی... از اینکه سرد با منی که سخت دوست دارم رفتار میکنی... ولی من تمام 2 ساعت رو دوست دارم فقط تورو نگاهت کنم... دوست دارم برات حرف بزنم... برام حرف بزنی تمام ثانیه هارو... تو منو محکومم کنی و من فقط از دیدنت لذت ببرم... تو با من باش و سرد باش... کنارم باشی و حواست جایه دیگه هم باشه برای من کافیه.... نمیدونی وقتی کنارم هستی چقدر مغرور راه میرم... سرم رو بالا میگیرمو حرف میزنم... تو نامهربون باش... من، فقط من میدونم که تو عمق چشمات چقدر دلت لک زده که با من باشی... وقتی از در خونه میزنم بیرون هنوز خوشحالم که تورو دیدم... زود دلم برات تنگ میشه... تو هرجوری که باشی من دوست دارم... دوست دارم چون بهترین پدر روی زمینی... حتی اگه با من سرد باشی 
.
.
.
کوه ها با همند و تنهایند
همچو ما
باهمانِ تنهایان.

 

                           احمد شاملو 

۱۳٩۱/٥/٢٧ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ توسط امیر سهیلی نظرات ()
تگ ها:

بیزارم... از عشقی که... حس منو تو یخ زده... خونه ای که ساختیم رو به
نابودیه... هی لعنتی به من نگاه کن... چی ساختی از خوت که بیزارم کردی.... من آروم
نمیشم این بار... دستات چرا هیچ حسی نمیدن...؟ منو تو بیزاریم از هم... پیداست...
بیزارم... از عشقی که انگار هیچ وقت وجود نداشته.... ما مثل سابق نیستیم...

.

.

.

خیلی وقته که دلم یه جای دنج میخواد با یه هفته وقت آزاد و یه پاکت سیگار...

میخوام این تکرار رو دود کنم... میخوام این ریه هارو پر از دود کنم.... یه
پرتگاه میخوام تا یه دل سیر داد بزنم... خیلی وقته که داد نزدم....

۱۳٩۱/٥/٦ساعت ٢:٥۱ ‎ق.ظ توسط امیر سهیلی نظرات ()
تگ ها:

من کمی میترسم... میترسم دورتر شی..... دورتر از اینی که هستی... میترسم اسیر
فراموشی شده باشی... فراموش کردی؟... فراموش کردی چقدر عذاب کشیدیم برای این
لحظه؟.... فراموش کردی لحظه هارو؟... منو تو... فراموش کردی مارو؟ من از این
فراموشی میترسم... میترسم دلسرد شده باشی... منو نگاه کن... تو چشام خیره شو... من هنوز همون منه همیشم... فرقی نکرده آرزوهام... میترسم عوض شده باشی... من میترسم

۱۳٩۱/۱/۱٥ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ توسط امیر سهیلی نظرات ()
تگ ها:

دستاتو مجبور کن منو حس کنن... بگو گناهش پای من.. حس کن منو که بد جور عطش دیونه کرده امشب منو... امشب گریه هامو ببین بعد برو... خدارو نادید بگیر آروم کن منو بعد برو... دستاتو بزار رو قلبم شفا بده این سیاه بخت مریضو... حس کن منو بعد برو...

۱۳٩٠/٤/۱٩ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ توسط امیر سهیلی نظرات ()
تگ ها:

ساکت و مبهوت و گنگ... بی تفاوت به گذشت زمان و آدم هایی که از کنارم رد میشن.... نگاهم پی یک گمشده.... صندلی ها همه خالی... سیگار رو با حرص میکشم و میکشم.. هنوز رد الکل تو مغزم پیداست... چشمام سیاهی میره و یه جا میشینم... حالت عادی به هوشم اعتمادی ندارم چه برسه به الان که... باز میگردم و میگردم.... همه حرفایی رو که میخوام بهت بگم رو باز با خودم مرور میکنم... یهو پیدات میکنم... یواشکی سیگارو سوت میکنم... سلام.

ای وای همه چی یادم رفت

میبینی...؟؟؟؟ حتی وقتی تو خیالم پیدات میکنم همه چی فراموشم میشه

۱۳۸٩/۱۱/٢۸ساعت ٢:٤۳ ‎ق.ظ توسط امیر سهیلی نظرات ()
تگ ها:

نه خبری نیست که نیست.... از اون روز تا الان از تو اثری نیست .... من و نیمکت منتظر مانتوی طوسی، دختری با روسری تیره، نیست که نیست، حرفای خودم با خودم تکراری و از حرفای تو هم نشانی نیست که نیست.. نه که فکر کنی اینا شعرنا... نه، اینا حرفای دل تنگی بود که حالا از وجودش خبری نیست...

تو پاکت ما هم سیگار نیست که نیست....

۱۳۸٩/۸/۸ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ توسط امیر سهیلی نظرات ()
تگ ها:

وقتی تو تموم لحظه هایی که میخنده احساس کنی ناراحتی، خیلی بده...!!! احساس کنی غم داری، بده... احساس کنی تنهایی، بده...میسوزم... از گرمی این عشق میسوزم.. از عشقی که همیشه منو بدهکار خودت میکنه، میسوزم... از این که فکر میکنی بدهکارم، میسوزم... نکنه روزی شه که احساس کنم خسته شدم... نه .. خدا اون روز رو نیاره... هنوز یادم نرفته بخاطرت چقدر جنگیدم.. واسه این که باهم باشیم، چقدر جنگیدم... واسه یه همچین روزی چقدر درد کشیدم.. چقدر داد زدم.. چقدر آه کشیدم.. چقدر سیگار کشیدم...

من ترک نمیکنم... نه تورو .... نه سیگارمو...

۱۳۸٩/٦/٢٤ساعت ٢:٢٢ ‎ق.ظ توسط امیر سهیلی نظرات ()
تگ ها:

بی معرفت شدی یا من گیجم.... با من بد شدی یا من از تو دورم.... ساکت میشینی جلوم که ...؟؟؟ ها...؟؟؟ طلبکاری...؟؟؟ خب بدهکارتم.... نمیتونم جبران کنم... این دلیل نمیشه که نگاهم نکنی... دلیل نمیشه که بغلم نکنی... دلیل نمیشه که بوسم نکنی... اصلا من بد.... تو بابای خوبی باش.... خواهش میکنم کمی دوستم داشته باش....

.

.

با کمی تاخیر روزت مبارک بابا

۱۳۸٩/٤/۱٤ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ توسط امیر سهیلی نظرات ()
تگ ها:

شب از ترس نمیخوابم که چی..؟؟؟ از ترس پیدا نکردنت سیگار میکشم که چی...؟؟؟ صبح تا شب سر درد از فکرت که چی...؟؟؟ ۵ سال گشتمو پیدات نکردم که چی...؟؟ تو خوابم میایو آزارم میدی که چی...؟؟؟ توی خواب گریه میکنم از دستت که چی...؟؟ یکی میگه مردیو یکی مژده میده زنده ای که چی...؟؟؟ خودت نیستیو فکرت تو ذهنم که چی...؟؟؟ عذاب وجدان گرفتم که چی...؟؟ منو این زندگی نکبت بار که چی...؟؟؟ این همه انتظار عزرائیل رو میکشم که چی...؟؟؟ این همه سیگار میکشم که چی...؟؟؟

۱۳۸٩/۳/۱٤ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ توسط امیر سهیلی نظرات ()
تگ ها:

تا شکستن من تلنگری بیشتر نمونده..... آزارم میده بغضی که همیشه تا اینجا میادو راحت نمیکنه منو....!!! میگذری از این همه گناه که چی...؟؟ مدارا میکنی با اخلاقم تا کی...؟؟؟ چقدر صبوری...؟؟؟ چجوری جبران کنم...؟؟؟ من که نمیبخشم خودمو.....

.

با روحیم بدجوری سازگاره این شعر...:

.

.

رنگ سال گذشته را دارد، همه لحظه های امسالم
۳۶۵ حسرت را ،همچنان می کشم ... به دنبالم
قهوه ات را بنوش و باور کن ،من به فنجان تو... نمی گنجم
دیده ام در جهان نما چشمی، که به تکرار... می کشد فالم
یک نفر از غبار می آید، مژده تازه تو... تکراریست
یک نفر از غبار آمد و زد، زخمهای همیشه بر بالم

۱۳۸٩/٢/٦ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ توسط امیر سهیلی نظرات ()
تگ ها: